بسم الله الرحمن الرحیم

شب بود و ماه و اختر و شمع و من و خیال

خواب از سرم به نغمه ی مرغی پریده بود

در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت

رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود

در عالم خیال به چشم آیدم پدر

کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود

موی سیاه او شده بود اندکی سپید

گفتی سپیده از افق شب دمیده بود …

این قسمتی از شعر سهراب سپهری در مورد پدرش بود

گفتم واسه مقدمه بد نیست اول اینو بخونین

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 5 دی 1392برچسب:پدر,خوبی پدر, | 12:54 | نویسنده : مبینا |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد